وعد سرخرمنی به معلمان بهانه ای برای گرانی در بازار

 
خبر زیر جز بازی با حیثیت فرهنگیان و تحریک بازار کالا و خدمات، هدف خاص و روشنی را دنبال نمی کند.
خبرگزاری میزان: مشاور معاونت توسعه مدیریت پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش از افزایش 150 تا 540 هزار تومانی حقوق معلمان از مهرماه براساس نظام رتبه بندی خبر داد.
افزایش 150 تا 540 هزار تومانی حقوق معلمان از مهرماه/ شایستگی افراد مبنای رتبه بندی استبه گزارش خبرنگار اجتماعی هاشم مسعودی، مشاور معاونت توسعه مدیریت پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در آخرین روز برگزاری سی و دومین اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور درباره نظام رتبه بندی معلمان اظهار کرد: بر اساس قانون مدیریت مبلغ افزایش حقوق معلمان بر اساس ضوابط پرداخت می شود که این امر مبتنی بر تخصص و توانمندی و ایجاد انگیزه برای این قشر است.

وی با بیان این مطلب که تمامی معلمان دارای 6سال سابقه کاری هستند، شامل این طرح می شوند، تصریح کرد: 65 درصد از معلمان کشور در رتبه خبره و عالی قرار دارند که طبق این رتبه بندی انجام شده 65 درصد از معلمان در اوایل مهرماه حقوقشان از 320 هزار تومان تا 540 هزار تومان افزایش پیدا می کند.

مشاور معاونت توسعه مدیریت پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در ادامه مطرح کرد: بر این اساس 65 درصد از معلمان حقوقشان تا 32 درصد افزایش پیدا می کند.

مسعودی با اشاره به اینکه 140 هزار معلم هم در رتبه ارشد در حال حاضر فعالیت می کنند، اذعان کرد: حقوق این تعداد از 180 تا 250 هزار تومان از مهرماه افزایش پیدا می کند و مابقی معلمان هم که در رتبه پایه قرار دارند دریافتی شان از 150 تا 250 هزار تومان می رسد.

وی با تأکید بر اینکه در نظام رتبه بندی معلمان مبنا بر اساس شایستگی افراد است، افزود: هدف از این رتبه بندی افزایش حقوق نیست بلکه میزان اندازه گیری تخصص و شایستگی افراد مورد توجه است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آی آدمای عاقل و با انصاف فریب این نوع خبر ها را نخورید. این ها همه وعده های هیچ و پوک هستند. آی بازاریان و تولید کنندگان کالای و خدمات بر اساس این چنین خبرها اجناس و خدمات را گران نکنید. انصاف داشته باشید. نه به خاطر ما فرهنگیان و کارمندان. به خاطر اقشار کم درآمد جامعه انصاف را رعایت کنید.
 
اگر افزایش در جریان باشد، با افزایش رقم  کسورات از حقوق معلمان و کارمندان  به عنوان مابه التفاوت صندوق بازشستگی سهم کارمند، مالیات مستمر، بیمه عمر تکمیلی، بیمه خدمات درمانی خاص و عام، بیمه عمر سهم کارمند، بیمه طلایی و... مبلغی هر چند اندک تفاوت هم  در حقوق قبلی احساس نخواهد شد. به عبارت دیگر مبلغ افزوده شده با مبلغ کسر شده، یکی خواهد بود. افزایش - کسورات=0
قضاوت با شما و انصاف شما

چند صباحی است که بی دریغ بر معلّم می تازند !

 

 

باسلام به همکا‌ران فرهیخته.                                

 

آموزش دادیم:

تا بخواند!

بنویسد !

نوردیده مان باشد!

قلم در چشمِ دشمنِ این مرز و بوم نماید !

افسوس که فرزند ناخلف! قلم در چشم معلّم اش نمود!

آقای شعبانی کاریکاتوریست عزیز؛

آیااین تصویر، مصداقِ همه ی معلّمان شما در تمامی دوران تحصیل در مام میهن است؟!

یا برسرِسفره ی دیگری ارتزاق نموده اید؟!

روزگاری عجیبی است! چند صباحی  است که بی دریغ بر معلّم می تازند !

نمایندگان ملت ! متولّیان امور خوب بنگرید!  این ویترینی است که  برای معلّمین تزیین گردیده است!

زمانی که معلّم پس از یکسال کار وتلاش باخانواده اش به سفر می رود و تعارف به اقامت درکلاس درسی می شودکه با بهترین هتل های شهر سر به سر می گذارد ! و مایه ی فخر و سرفرازی معلّم نزد خانواده اش می گردد ! خوب معلوم است که اگر امثال آقای شعبانی چنانچه شاگرد اینگونه کلاس ها بوده باشند !هرچندهم خلف باشند چاره ای جز به تصویرکشیدن چنین صحنه هایی ندارند! وای به حال اینکه ناخلف باشند!

شایدبه عبارتی، این حرکت ،بیانگر  انتظاربرخی وحتی برخی مسئولان از معلمان است که:

اگر حقوقتان کم‌است و اگر به اندازه‌ی فداکاری وتلاشی که در کلاس درس می‌کنید و اگر به اندازه‌ای که از سلامتی خود مایه می‌گذارید.حقوق دریافت نمی‌کنید،لازم نیست کاسه داغتر از آش باشید.

فداکاری وتلاش نکنید.به همان اندازه که حقوق می‌گیرید، مایه بگذارید.چون ما هم به همین اندازه برای دانش اموزان و آینده‌سازان این مرز و بوم ارزش قائلیم نه بیشتر!

آقای شعبانی ؛

 اگر خبر نداری با خبر باش و بدان!

معلّمین این مرزو بوم چه پیش از این نظام و چه در این نظام باعشق و علاقه و با درک همه ی سختی ها قدم در عرصه ی نبرد با جهل و ظلم وستم گذاشته اند و هیچگاه از عهد وپیمانی که از روزهای آغازین تدریس باخدای خودبسته اند، غافل نشده اند!زمان ومکان در کتاب وازگان معلم مفهومی ندارد.هدف برای او مهم است.هدفی مقدس که خداوند بر آن قسم یاد کرده است .

قلمی راسخ وصادق !

معلّمین با اینگونه نامهربانی ها خوگرفته اند واین ناسپاسی ها هیچگاه در عزم و اراده  شان برای تربیت افراد شایسته ، خللی بوجود نیاورده است .چرا که معلّمی شغل انبیاست !

دربیابان گربه شوق کعبه خواهی زد قدم           سرزنش ها گرکندخارمغیلان غم مخور

سنجری -94/2/2

 از وبلاگ: http://class-4.blogfa.com

تبعیض بین مرگ معلم و پزشک

 إنّا لله وإنّا إليهِ رَاجعُون

بحران‌سازی از مرگ پزشک اردبیلی ناتمام ماند

زمستان گذشته  دانش آموز بروجردی به خاطر نمره کلاسی، شاهرگ دبیر فیزیک را با چاقو برید و کلاس درس غرق خون شد. تابستان امسال قلب پزشکی اردبیلی با چاقوی جوانی بین 17 الی 23 ساله شکافت و خانه رنگ خون به خود گرفت.

قتل یک انسان، گناهی نابخشودنی است و عمل زشتی است که با هیچ وسیله ای قابل توجیه نیست. اما واکنش جامعه و مسئولین در مورد این دو قتل تفاوت های ملموسی نشان می دهد که خبر از بی اهمیتی شغل معلمی در نزدیک ایرانیان دارد.

رسانه های ملی به سادگی از موضوع قتل معلم گذشتند. اما همین رسانه ها روزهاست که در پی قتل پزشک مقتول، اشک ماتم مسئولین و مردم جامعه را به تصویر می کشند و اشک تمساح جاری می سازند. طوری هیاهوی می نمایند که انگار یکی از ائمه معصومین(ع) به دست هارون الرشید به قتل رسیده است. البته نعوذبالله. از سنگ ناله خیزد روز... 

در حادثه معلم مقتول، زمزمه های خفیف هم برای همدری با جامعه فرهنگیان و خانواده آن معلم به خون خود غرق شده در نیامد که در نیامد.

تفاوت و تبعیض تا کی تا کجا؟ به چه عنوان و دلیل؟ همه آفریده یک خدایم به خدا.

تفاوت اخلاق را در تصاویر زیر مشاهده کنید.

عکس یادگاری با چشم  تشریح شده!

 

تصویر محمدعلی محمدیان، معلم مریوانی دلسوزی که برای همدردی با دانش آموز سرطانی اش موهای سر خود را تراشید

 

 خانم معلم فداکار نهاوندی با غرق کردن خود، شاگردش را نجات داد

 

عکس یادگاری دانشجوی پزشکی با جسد یک انسان

خاصیت ماست برای کاستن از کم خجالتی و اضطراب + یک غلط املایی در متن

 

به گزارش جنوب نیوز، محققان می گویند می توانید راهی ساده تر و کم هزینه تر از مراجعه هفتگی به روانشناس را برای تغییر خلق و خوی تان امتحان کنید.

محققان می گویند اگر هر روز یک کاسه ماست میل کنید خیلی زود روی تان باز می شود و می توانید راحت حرف های دلتان را به گوش دیگران برسانید.{ مگه با موبایلی شدن همه آدما، آدم کم رو و خجالتی بازم وجود دارد؟مگه میشه؟ مگه داریم؟}
 
بررسی ها نشان می دهند، خوراکی هایی مانند ماست حاوی باکتری های پروبیوتیک هستند یا انواع شکلات، می توانند شما را از کم رویی نجات دهند.
 
ماست حتی{حتما همان ماست های دارای روغن پالم} می تواند در موارد شدیدی که افراد دچار کم رویی هستند و از رو به رو شدن با آدو های ( از این به بعد به جای کلمه آدم  بنویسید آدو)دیگر یا قرارگرفتن در محیط های شلوغ می ترسند هم به کمک آن ها بیاید.{ ما دیگه به
 مدد فرهنگ جدید و تصاویر موبایلی آدم کم رو نداریم}

 
محققان می گویند ترس از رو به رو شدن با غریبه ها یا اضطرابی که در زمان استفاده از تلفن همراه سراغ آن ها می آید همه با خوردن خوراکی های پروبیوتیک مانند ماست می تواند از بین برود
 منبع/باشگاه خبرنگاران

.{ کدوم ترس؟آقا اخ اخ هزار میلیاردی اختلاس می کنیم و  چند هزار بشکه نفت هم روش می خوریم  و یا دکل نفتی با اون بزرگی رو می دزدیم و می فروشیم،  با انواع دوز و کلک مدرک می گیریم یک شبه آدم دیپلم ردی میشه جناب دکتر،  توی روز روشن صاف زل می زنیم تو چشم مردم دروغ شاخدار می گوییم. در همه امور با خیال راحت تقلب می کنیم، به مردم می گوییم هیچ مدرسه ای حق ندارد موقع ثبت نام از هیچ دانش آموزی پول بگیرد اما  در خفا به مدیران مدارس می گوییم مدرسه را با پول ثبت نامی اداره کنید و بقیه را بریزید به حساب شخصی مدیران ارشد یاد اداره و یا... هیچمون نیمشه}

دانشگاه، بیت المال، تقلب از نوع چینی

 

معلمان مواظب باشند

انتقام بی‌شرمانه 3 دانش آموز از معلمشان

باشگاه خبرنگاران جوان: سه پسر دانش‌آموز زمانی که در نمره امتحان تجدید شدند، دست به انتقامگیری عجیبی زدند.

باشگاه خبرنگاران جوان: هفته گذشته یک آقامعلمی با حضور در پلیس فتای استان گلستان

و اعلام شکایتی عنوان کرد تصاویر خصوصی وی سرقت شده و با دستکاری در فتوشاپ در

فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و چند وبلاگ که مدیران آن مشخص نیستند منتشر

شده و مطالب دروغ و غیراخلاقی را به وی نسبت داده و همچنین شماره تلفن همراه وی را

نیز کنار مطالب منتشر کرده‌اند. همین موضوع باعث شده افرادی مزاحمش شوند. 

همزمان با شکایت این معلم مرد، تحقیقات پلیس فتا برای شناسایی و بازداشت عاملان این

حادثه آغاز شد تا این‌که دو روز پیش ماموران به سرنخ‌هایی دست یافتند که نشان می‌داد

یک پسر دبیرستانی در این کار نقش داشته است. 

با شناسایی و بازداشت این نوجوان او ابتدا اظهارات ضد و نقیضی را مطرح کرده و مدعی

شد شاکی را نمی‌شناسد و خطایی مرتکب نشده است. 

در ادامه تحقیقات زمانی که شاکی در مواجهه حضوری با متهم قرار گرفت او را شناخت و

عنوان کرد وی از شاگردانش بوده که از درس وی تجدید شده است. 

پسرنوجوان زمانی که راز خود را فاش شده دید، اعتراف کرد و گفت: از چندی پیش به‌دلیل

این که در درس این معلم نمره کمی گرفته بودیم من و دو نفر از همکلاسی‌هایم به‌دنبال

انتقام بودیم. 

بنابراین یک روز با دیدن آقا معلم در مدرسه و جا ماندن گوشی تلفن همراهش بر روی میز از

این فرصت استفاه کردیم و اطلاعات موجود در آن و تصاویر خصوصی‌اش را به گوشی‌ای که

همراه داشتیم انتقال دادیم. بعد همراه 2 دوستم تصاویر خصوصی آقا معلم را با دستکاری

در فتوشاپ در فضای مجازی، سایت‌های اینترنتی و تعدادی وبلاگ با مدیریت نامعلوم منتشر

کردیم.

سرهنگ حبیب‌الله رجبلی، رئیس پلیس فتای استان گلستان دراین باره گفت: با اعتراف

متهم، دو همدست نوجوان وی هم تحت تعقیب پلیس قرار گرفته و دستگیر شدند. برای این

سه نوجوان قرار قانونی صادر شد.

شعر زیبای استاد شهريار درباره  سجده خونین حضرت علي (ع)

   

علی آن شیر خدا

 

علی آن شیر خدا شاه عرب  الفتی داشت با این دل شب
شب ز اسرار علی، آگاه است دل شب محرم سرّ الله است
شب علی دید به نزدیکی دید گر چه او نیز به تاریکی دید
شاه را دید به نوشینی خوابروی بر سینه دیوار خراب
قلعه‌بانی که به قصر افلاک سر دهد ناله زندانی خاک
اشكباری که چو شمع بیزار می‌فشاند زر و می‌گرید زار
دردمندی که چو لب بگشاید در و دیوار به زنهار آید
کلماتش چو در آویزه گوش  مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سینه آفاق شکافت چشم بیدار علی خفته نیافت
روزه‌داری که به مُهر اسحاربشکند نان جوین افطار
ناشناسی که به تاریکی شب می‌برد نان یتیمان عرب
تا نشد پردگی آن سرّ جلی / نشد افشا که علی بود علی
شاهبازی که به بال پر راز می‌کند در ابدیت پرواز
شهسواری که به برق شمشیر در دل شب بشکافد دل شیر
عشقبازی که هم آغوش خطر خفت در خوابگه پیغمبر
آن دم صبح قیامت تأثیر حلقه در شد از او دامنگیر
دست در دامن مولا زد در که علی بگذرد از ما مگذر
شال می‌بست و ندایی مبهم که کمربند شهادت را محکم
پیشوایی که ز شوق دیدارمی‌کند قاتل خود را بیدار
ماه محراب عبودیت حق سر به محراب عبادت منشق
می‌زند پس‌، لب او کاسه شیر می‌کند چشم اشارت به اسیر
چه اسیری که همان قاتل اوست تو خدایی مگر ای دشمن دوست
در جهان این همه شر و همه شرها علی بشر کیف بشر
کفن از گریه غسال خجل پیرهن از رخ وصال خجل

” محمد حسین شهریار”

   

وزیر از قفس استیضاح گریخت

جناب فانی وزیر محترم، ساکت و آرام کابینه دولت تدبیر به خاطر خدمات ارزنده ای که در راستای سیاست های مجلس و دولت انجام داده بودند، از استیضاح مجلسیان ظفرمندانه  بار دیگر کرسی وزارت را تصاحب فرمودند.

مورد توجه همکارانی که برای حضور در شعبات رای گیری شب از سر ذوق زدگی در بی خوابی غش می کنند. اون هم به خاطر چند هزار تومان نا قابل

مورد عنایت همکارانی که  برای راهیابی  نمایندگان به مجلس روزها در ستاد های انتخاباتی اتراق می کنند.

در خور توجه معلمان عزیز که نردبانی می شوند تا نمایندگان نمک نشناس به  نون و نمکی  برسند. بعد نون را فراموش می کنند و نمکدان را می شکنند(آلزایمر سیاسی)

آنچه به جای نمی رسد، فریاد است

کد خبر: ۳۸۰۲۷۶
عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس گفت: باید عنوان کنم وضعیت فعلی پرداخت حقوق افراد در دستگاههای دولتی ناعادلانه است.

به گزارش خانه ملت، حسینعلی حاجی دلیگانی در نشست علنی امروز چهارشنبه 30 بهمن ماه مجلس شورای اسلامی در تذکر شفاهی خود گفت: هم اکنون کارگران از دریافت دستمزد واقعی محروم هستند و درآمدهای خانواده این قشر با هزینه های آنها همخوانی ندارد.

نماینده مردم اصفهان و شاهین شهر در مجلس شورای اسلامی در تذکری به رئیس جمهور افزود: مسئولیت اجرای قانون اساسی در نظام جمهوری اسلامی برعهده رئیس جمهور است و یکی از اصول این قانون اصل سوم بند نهم است که مربوط به رفع تبعیض ناروا می‌باشد، لذا باید عنوان کنم وضعیت فعلی پرداخت حقوق افراد در دستگاههای دولتی نابهنجار و ناعادلانه است.

وی تصریح کرد: برخی افراد به بهانه اینکه از طریق پیمانکار یا شرکتی هستند ماهی 500 هزار تومان حقوق می‌گیرند و افراد هم همان کار را انجام می‌دهند و 3 برابر حقوق دریافت می‌کنند که این واقعا عادلانه نیست.

حاجی دلیگانی ادامه داد: تفاوت حقوق 500 هزار تومانی و 10 میلیون تومانی قابل قبول نیست لذا از رئیس جمهور انتظار داریم لایحه‌ای را برای کم تر شدن شکاف طبقاتی به مجلس ارائه دهد.

جانا سخن از زبان قشر آسیب پذیر می زنید.
منبع خبر:http://www.shahrekhabar.com/political/1392805440879741

بالا بردن رتبه ی علمی کشور در سازمان یونسکو به چه قیمتی؟

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO) که به‌طور خلاصه یونسکو نامیده می‌شود، یکی از سازمان‌های تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد است که درسال ۱۹۴۵ تشکیل شد. هدف این سازمان کمک به صلح و امنیت در جهان از راه همکاری بین‌المللی در زمینه‌های آموزشی و علمی و فرهنگی به منظور افزایش احترام به عدالت و قانون‌مداری و حقوق بشر، بر پایه منشور سازمان ملل متحد است.۱۹۵ کشور عضو یونسکو هستند. مقر آن در پاریس پایتخت فرانسه است و دفترهایی در کشورهای مختلف دارد

 

ارتقاء رتبه هر کشور در تمام سازمان های بین المللی یک افتخار ملی است، به خصوص ارتقاء علمی و فرهنگی یک کشور افتخار بس بزرگ و ستودنی است. اگر این افزایش رتبه، نتیجه ی تلاش و کوشش حقیقی باشد، خیلی ارزشمند و قابل احترام می باشد.  متاسفانه این ارتقاء، بر اساس آمار و ارقام غلط و  ساختگی انجام  می گیرد و شایسته یک ملت زحمت کش و با دین نیست که فرزندان آنها در مدارس از سطح یادگیری پایین برخوردار باشند و آن وقت مسئولین  آموزشی ما به فکر افزایش رتبه کشور در سازمان  یونسکو بر اساس درصد قبولی کذب باشند. جالب این که مسئولین بلند پایه ی آموزشی این ارتقاء را یک پیروزی بزرگ می دانند و خویش را مستحق دریافت لوح تقدیر و نشان ملی می بینند.

در این ماجرا، مدیران و معلمان مدارس کمترین نقش را دارند، هر مدیر و معلمی در مقابل قبولی های کذب مقاومت نشان دهند جواب دندان شکن و خرد کننده خواهند گرفت. هزاران مدیر و معلم دلسوز به این طرح و برنامه های کذایی اعتراض کردند اما صدا آنها به جای نرسید و نمی رسد.

 

زشت ترین حرکت در صف دریافت سبدکالا

  رابط سواد و فرهنگ

گرسنه نگهدار و ................................ بی سوادی و بی فرهنگی خود به خود تجلی پیدا می کند.

 

ایجاد انگیزه

سلام .
این مطلب شما دو بعد دارد :۱-از منظر اینکه در بسیاری از کشورها دولت مجبور نیست معلم را دربست استخدام کند و شیره اش را بکشد وقتی توان جانیش را از دست داد وی را در جامعه رها نماید . تا جائیکه نان دست مردم دید ه ایم حاکی از این است که در آموزش و پرورش خارجکی ها معلم سه سال بصورت غیر رسمی مشغول به کار میشود . تجربه و آموخته هایش را در این سه سال باید ارائه نماید . چرا راه دوری برویم ، در همین ژاپن خودمان که دانش آموزان چشم بادامیانش برای اینکه در میان ترافیک وقت را از دست ندهند ، سرویس مدارسشان متصل به اینترنت است و در هر ردیف مینی بوس بچه ها تا رسیدن به خانه شان با اینترنت ور می روند البته از نوع اطلاعات علمیُ، نه از نوع برنامه ها آنچنانی.، معلمها مجهز به هر وسیله تکنولوژیکی هستند و گاها بجای معلمها رباتها تدریس می کنند البته با هدایت معلم

ها.
۲ـ اما باب دومش این است که معلمان اونور آبی احترام و شخصیت اجتماعیشان همیشه رعایت می شود نه اینکه ، بچه توی کلاس روبروی من ایستاد و گفت چرا : هی بهم گیر سه پیچ می دهید که درس بخونم ، بابام میگه اصلا تو درس هم بخونی ازت یه معلم هم در نمی آید .ما هی در اتاق دفتر انگیزه برای خودمان تولید می نمائیم ، اما مثل اینکه اون بالایی ها عامدا انگیزه رو کش می روند. در هر صورت خداوند رفتگان شما را بیامرزد و روح بزرگ معلمانی چون " صمد " نیز که در اینراه از جان گذشت.

 نویسنده:تبریزلی

سلام هموطن عزیز، جانا سخن از زبان ما می گویید.

در سیستم دانش آموزمحور، هدف غایی مسئولین، دانش آموز مهرور است نه هدایت دانش آموز به سمت و سوی دانش و اندیشه. برای رسیدن به این هدف تمام قد خوشخدمتی برای کشورهای صاحب علم و تکنولوژی، کشتن انگیزه معلم بهترین وسیله ی ممکن هست. معلم بی انگیزه، نای و توانی برای آموختن علم و دانش ندارد، تنها بعنوان نگهبان و مهارکننده یک سری آدمای تهی از هر  گونه علم و سواد محسوب می شود. نگهبان هم باید به انواع و اقسام بی ادبی ها و توهین های یک مشت نوجوان و جوان بی هدف و انگیزه عادت نماید. وقتی هدف مشخص نباشد و کسی هم پی هدف و انگیزه نرود، علم آموزی مثل کشک می ماند که باید کشککی به خورد یه عده خورانیده شود.

خداوند رفتگان شما همکاران زخمتکش و با انگیزه در این آشفته ی بازار آموزشی کشور را غریق رحمت کناد.                 

                                        حکایتی اندک، اما عجیب از وضع آموزش

به نیک و تمام نفس، یک معلم زحمت کش چنین  می فرمود که، در یکی از مدارس، مدیر با دو معاون خود، دوتا ورقه سفید و خالی از هر گونه جواب تقدیم کردند و فرمودند که هر طوری  که شده، باید این دو برگه امتحانی روی مبارک نمره قبولی را ببیند، در ادامه نفسی چاق می کند و آهی از ته دل می کشد و آب دهن قورت می دهد، بعد آن می گوید: گفتم در توان من نیست که به ورقه های خالی از جواب، نمره قبولی بنویسم  و امضا کنم.  چون فردا ها که بازرس این مجال را مورد توجه قرار دهد، یقه بی صاحب من معلم در لابه لای انگشتان ایشان مچاله خواهد شد. مدیر و دو معاون  وی با خیالی راحت و خالی از هر گونه ترس و  واهمه ای فرمودند، ما این اوراق را خدمت مبارک بازرس قرار نمی دهیم، خیالت عین تخت بیمارستان تخت و نرم و راحت باشد. این یعنی در این سیستم آموزشی، بازرس و دادرسی نیست و جناب مدیر در مدرسه، برای خودش ماشاء الله بزنیم به تخته، یک وزیر و وکیل هست. نمره، معلم، بازرس، اداره، وزیر و وزارت آموزش و پرورش کشک است و بس. این است فرق بودن و نبودن، چه بخوانی چه نخوانی، قبولی///|||\\\...

خطا درآموزش و پرورش نسلی را به خطر می‌اندازد

حرف حساب

 
دکتر مهدی بیاتی / متخصص تعلیم و تربیت

خطا درآموزش و پرورش نسلی را به خطر می‌اندازد

موضوع بازنشستگی زود هنگام فرهنگیان از دو زاویه قابل بحث و بررسی است.

شاید یکی از آسیبهایی که در سیستم آموزش و پرورش ما به آن برخوردیم و بدین سبب شاهد مشکلات فراوانی در این حوزه بوده و هستیم، نبود تصمیم گیری مناسب در این حوزه بوده است، چرا که اگر ما خیلی سراسیمه و بدون برنامه بخصوص در این حوزه عمل کنیم، آسیبهایی که از این باب به آموزش و پرورش کشور وارد می‌شود، خیلی جدی و شدید خواهد بود.
مثالی که در این حوزه می‌توان زد، این است که شاید ما بتوانیم برای یک کارخانه بدون برنامه و یا عجولانه تصمیم گیری کنیم و 100 و یا 200 میلیارد ضرر کنیم، اما اگر با نظام آموزش و پرورش کشور که با انسان سر و کار دارد و کارخانه انسان سازی است، بخواهیم سهل انگارانه برخورد کنیم، آسیبهای آن شاید سالها و یا قرنها ماندگار باشد و این خیلی خطرناک است. به همین خاطر این موضوع خیلی ریشه ای است. اولاً باید بپذیریم که تغییردر این حوزه به صلاح هست یا خیر ؟
ما از دو بعد می‌توانیم به این مسأله بپردازیم، اینکه اولاً ما به این موضوع برسیم که اگر امروز بخواهیم افرادی را که 20 سال در این حوزه تجربه داشتند، بازنشسته کنیم، آیا افراد بهتر و توانمند تر را برای ورود به این حوزه داریم ؟ اگر به بعد اقتصادی آن نگاه کنیم و بگوییم که صرفاً یکسری نیروی مازاد دارد و دولت توان پرداخت هزینه های آن را ندارد و می‌خواهد نیرو ها را
 جا به جا کند، این نگاه اصلاً مثبت نیست. چرا که حداقل در سیستم آموزش و پرورش باید دولت با دست کاملاً باز عمل کند و افراد توانمند را نگه دارد.
اما بعد دوم این است که آیا کارشناسانی در سیستم آموزش و پرورش این مسأله را از تمام زوایا بررسی کرده اند و از نظرات بسیار خوب کارشناسان خبره و متخصصان تعلیم و تربیت استفاده کرده و به این نتیجه رسیده است؟ اینکه یکسری آدمها باید بروند کنار و یکسری آدمهای قوی تر با این شرایط خاص ،باید وارد سیستم شوند ؟ اگر چنین باشد قطعاً اتفاقات بهتری در آموزش و پرورش رخ خواهد داد و این مسأله قابل تأمل است.
دولت باید دلیل کافی برای این بازنشستگی پیش از موعد معلمها داشته باشد، صرف اینکه یک مصوبه باشد و ما بیایم آن را در نظام آموزش و پرورش پیاده کنیم، می‌تواند خیلی آسیب‌زا باشد.
ما اگر قبل و یا بعد از انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم، می‌بینیم که از این تصمیم گیری های عجولانه که در نظام آموزش و پرورش اتخاذ شده است، مثل تغییر مقاطع تحصیلی و یا غیره ، به این حوزه بسیارآسیب زده است. من تأکید دارم که اگر واقعاً آموزش و پرورش برنامه ای دارد که با رفتن یک عده معلم، افراد بهتری را جایگزین می‌ کند و نظام آموزشی شاهد این تغییر باشد و این تغییر را درحوزه رفتار دانش آموزان و فرهنگ سازی در حوزه اجتماعی قابل مشاهد باشد، یعنی ببینیم این تغییر و تحولات سبب شده است که سیستم به سمتی برود که ما شاهد یاد گیری مهارتهای مختلف زندگی در دانش آموزان باشیم که خوب است، اما اگر واقعاً غیر از این باشد، نظام آموزش و پرورش آسیب جدی خواهد دید.
از طرفی اگر ما می‌خواهیم که نظام آموزش و پرورش به سمت تعالی حرکت کند و ما دانش آموزان بهتری از اینکه هستند، داشته باشیم، نیازمند معلمان با انگیزه هستیم. طوری عمل نکنیم که معلمهای ما دچار بی‌انگیزگی شوند. در تمام دنیا معلمها و استادها، بازنشستگی برایشان معنا ندارد، چرا که کسی که صاحب علم است و می‌تواند این علم را بیاموزد، هر قدر که 
تجربه اش بیشتر می‌شود، به همان نسبت قیمتش بیشتر می‌شود. از این بعد هم نگاه کنیم که واقعاً چه اتفاقی می‌افتد که معلمها این مقدار بی انگیزه می‌شوند؟ و دیگر اینکه آیا این کار باعث بی انگیزه شدن سایر معلمها نخواهد شد ؟ اگر ما امنیت روانی معلمان را بااین کار کم کنیم و یا حتی از بین ببریم، قطع یقین دودش به چشم دانش آموزان خواهد رفت. مسؤولان آموزش و پرورش باید خیلی جدی به این مسأله فکر کنند. من به عنوان یک محقق در این حوزه می‌خواهم که حداقل با سیستم روانی معلمان و دانش آموزان بازی نشود. در این حوزه جایی برای خطا وجود ندارد. کوچکترین خطا در این حوزه سبب می‌شود که ما یک نسل را در آینده دچار خطر کنیم.

انتهاي خبر/ قدس آنلاين / کد خبر: 184532

عنوان خبری که  ربطی به اصل خبر ندارد ولی اغوا کننده است

متن زیر را با نگاه های زیبایتان، مطالعه  نموده و اندکی تامل فرمایید

شرط معافیت‌کارکنان دولت از پرداخت‌مالیات

تکرار عنوان  خبر در اول متن >>کمیسیون تلفیق مجلس امروز تصویب کرد، آن دسته از کارکنان دولت که سالانه ۱۲میلیون تومان حقوق می‌گیرند، از پرداخت مالیات در سال آینده معاف شوند. پایان خبر مربوط به عنوان خبر 

خبرهایی که هیچ ربطی به عنوان خبر ندارد >> به گزارش مشرق، اسماعیل جلیلی عضو کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با تسنیم با اشاره به جلسه عصر امروز این کمیسیون، گفت: جلسه نوبت عصر کمیسیون تلفیق مجلس با حضور معاون نظارت راهبردی رئیس جمهور و نمایندگانی از مرکز پژوهش‌های مجلس و دیوان محاسبات برگزار شد.

وی در ادامه به مهم‌ترین مصوبات جلسه عصر امروز کمیسیون تلفیق اشاره کرد و در این باره اظهار داشت: در جلسه عصر امروز تلفیق، بحث واگذاری‌ها و معادن مورد بررسی قرار گرفت که تعدادی از اعضا پیشنهاد دادند که دریافت عوارض از معادن کشور تا سقف ۳۰ درصد افزایش یابد و درآمدهای آن به خزانه دولت واریز شود؛ این پیشنهاد نهایتا پس از بحث و بررسی، به تصویب کمیسیون تلفیق رسید.

عضو کمیسیون تلفیق مجلس تصریح کرد: در بخش دیگری از این جلسه به تمامی دستگاه‌ها اجازه داده شد تا اموال غیر منقول از قبیل زمین و ساختمان را که به آن‌ها نیازی ندارند را یا تغییر کاربری دهند و یا آن‌ها را بفروشند و منابعش را صرف توسعه همان شهر کنند.

باز تکرار عنوان خبر به صورت متن >> جلیلی به بررسی پیشنهادات معافیت‌های مالیاتی در جلسه امروز کمیسیون تلفیق اشاره کرد و گفت: در این جلسه، کمیسیون تصویب کرد که آن دسته از کارکنان دولت که تا سقف ۱۲ میلیون تومان در سال حقوق دریافت می‌کنند، از مالیات معاف شوند.

هر مقدارزمان که به عید نوروز نزدیک تر می شویم، حرف و حدیث های  افزایش حقوق و سایر مسایل مالی مربوط به کارکنان دولت، بخصوص کارکنان آموزش و پرورش، مثل طبل تو خالی سر و صدا  ایجاد می کند و حسابی یک عده فرصت طلب و  سودجو را به فکر سوء استفاده  از این دروغ پردازی ها فرو می برد و خیلی های دیگر، بخصوص بازاریان برای افزایش قیمت انواع کالاها دست به کار می شوند. مردم کوچه و بازار هم بدون هیچ پرس و جوی باور می کنند که انتشار خبر همان و اجرای آن همان. اما باید بدانیم که این نوع اخبار،  بیشتر به وعده های سرخرمن شبیه هست تا واقعیت.  اگر واقعیتی هم در این نوع اطلاع رسانی باشد، آن است که کسبه و تجار بهانه کنند هر چه در توان دارند اجناس خود را با خیال راحت و بهایی گزاف به عامه ی مردم و کارکنان  قالب کنند. دراین میان، بیشترین نفع و سود به جیب مبارک نمایندگان  و وزیر وزرا  سرازیر می شود. زیرا هر چه فروش تجار و کسبه بیشتر باشد، سهم مالیات ارزش افزوده و  مالیات غیر مستقیم  خزانه ملی افزایش می یابد.  و...  دانا را  یک اشاره هم بس است.

اینجاست که ضرب المثل: "هم از آخور می خورد و هم از توبره" در اذهان واقع بین، زنده می شود.

 

افزایش ظرفیت دوره دکتری در دانشگاه آزاد

توجه: ظرفیت پذیرش دوره دکتری در دانشگاه آزاد افزایش می یابد. چون  نون آور است.
منبع خبر:
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی از افزایش ظرفیت پذیرش دوره دکتری در این دانشگاه خبر داد و گفت: همچنین دو معاونت اجرایی و هماهنگی در این دانشگاه منحل شد. آخی یه کمی از سهم پول آقایان را هدر می داد.

وی در این نشست با استناد به تأکید ...، - رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی - مبنی بر اتخاذ تدابیر لازم به منظور افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در مقطع دکتری، اظهار داشت: دانشگاه آزاد اسلامی باید راه را برای ورود داوطلبان مقطع دکتری هموار کند، بر این اساس باید برای افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در مقطع دکتری از دو روش آموزش محور و پژوهش محور استفاده شود.{حتما باید هموار شود، گر نشودپر نشود جیب بعضی ها}

هزینه تحصیل دانشجو در دانشگاه های پولی اونهم در مقطع دکتری غیر پزشکی، عددی نیست، یعنی به طور میانگین ۶۵ الی ۷۰ میلیون ناقابل، که برای بعضی هاف چرک دستی بیش، هم نشود.


رئیس دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره به اینکه تاکنون بیش از 84 هزار نفر برای شرکت در آزمون مقطع دکتری دردانشگاه آزاد اسلامی ثبت نام کرده اند، گفت: از این تعداد حداکثر 5000 نفر پذیرفته می شوند که این میزان پذیرش نسبت به آمار متقاضیان ورود به دوره دکتری بسیار کم است. {آمار بر عکس نوشته شده است}.
 
الهِــــــــــی  قسم به مرگ علم و سواد، عنایت فرما که تعداد بیشتری  سر کیسه را شل کنند.

وی افزود: بر این اساس، وظیفه ما حکم می کند شرایط تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی را برای فرزندان این کشور متناسب با ظرفیت های موجود در دانشگاه فراهم کنیم تا از این طریق از خروج سرمایه های انسانی کشور به خارج جلوگیری شود و این عزیزان از ارتقای تحصیل محروم نشوند. {درست می فرمایند، زیرا در مثل عین عسل هست که می گوید: پولی که به مسئولین خودمون رواست بر اجنبی جماعت حرام است}. مگه ما خودمون دهن نداریم؟ چمومون از خارجی ها کمه؟

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، افزود: باید زمینه برای استفاده از اساتید دولتی و خارج از دانشگاه آزاد به عنوان استاد مشاور و راهنما فراهم شود.        مورد توجه اساتید:

اساتید محترم هل نکنید و یه موقع نیفتین داخل حلیم. منظور ایشان، اساتیدی  دولتی ( مایه دار شدن رو دوست دارند) و دارای خرج و مخارج هستند،نه همه ی اساتید.

وی با تأکید بر ضرورت توسعه واحد آموزش الکترونیکی (مجازی) دانشگاه آزاد اسلامی، خاطر نشان کرد: باید جاذبه های بیشتری برای جذب دانشجو {جذب اونی که اولش با  حرف"پ" شروع میشه} در واحد مجازی دانشگاه ایجاد شود.

در این اظهارات هوش من در آن و وظیفه شناسانه به آنچه اشارتی نرفت، نحوه ی ارتقای سطح کیفی آموزش در این دانشگاه ها بود.

هیچ قیل و قالی هم در مورد رسیدگی به ناهنجاریهای اخلاقی  و فرهنگی دانشجویان، برخی  اساتید و مسئولین به کار نرفت. یعنی پول باشد همه چیز میز، زیر میز بالای میز حله و  با توان ۵۰۰ توان خریت، بر  روی خیلی موارد ناجور و ناهنجار، حتی غیر شرعی هم سر پوشی از جنس پول و حتی  از جنس طلا گذاشت.
وی از تفویض اختیار به معاونت اداری و مالی در جهت تقویت و توسعه واحد آموزش الکترونیک دانشگاه آزاد اسلامی خبر داد و گفت: امیدواریم این واحد دانشگاهی در آینده ای نزدیک به یک واحد برجسته در سطح ملی تبدیل شود. {جهت بهتر دوشیدن مردم پولدار}

به گزارش مهر، همچنین انتقال صندوق رفاه دانشجویان دانشگاه آزاد از دفتر تسهیلات اعتباری به معاونت دانشجویی و امور مربوط به تسهیلات اعتباری، وام دانشگاه به معاونت اداری مالی از دیگر مصوبات این نشست بود. {قرض در قرض}

تایید می شود بع بع بعععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععع


 

ارزش گذاری یا سرپوش گذاری

آیا امر آموزش به اندازه برخی ورزش و ورزشکار، ارزش ندارد؟

صفحات متعدد انواع روزنامه ها، مجلات، ماهنامه ها، سایت ها و خبرنامه های دنیای اینترنت به زبان فصیح و بلیغ فارسی، پر از حواشی انواع ورزش و ورزشکاراست. آنقدر به این حاشیه ها و مسایل مربوط به آن پرداخته می شود که خود به خود باورمان شده است که ورزش و ورزشکار آب حیات و روح زندگی می باشد و بدون پرداختن به این موضوعات، چرخش امورات زندگی در کشورامکانپذیر نیست. در گذشته ی نه چندان دور، توجه بیش از اندازه کشورهای اروپایی را به ورزش و ورزشکار امری، فریبکارانه می انگاشتیم اما اکنون آن چنان به مقوله ورزش و لباس و مدل موی ورزشکاران در کشور توجه می شود که در این زمینه از کشورهای اروپایی، گوی سبقت را ربوده ایم و هراسان به خیال رسیدن به قله افتخار سر از پا نمی شناسیم. در حالیکه بزرگترین و سازنده ترین مقوله ی فرهنگ، صنعت و اقتصاد با انواع حواشی ها و کاستی ها به حاشیه رانده شده است، یعنی آموزش. آموزش در کشور ما مثل کودک یتیم می ماند که برای نگهداری ازاین یتیم بینوا، هیچ مسئولی خود را ملزم نمی داند و هیچ شخص مسئول، به مغز مبارک خویش کمترین توان فکری را نمی دهد که فرزندان و نسل های آینده این مرز و بوم پرگوهر و حتی نسل خود آنها، خارج ازاین روند نا به سامان آموزش نخواهند بود و دود این همه عدم توجه و کم عنایتی به آموزش، چشم نسل آینده را تباه خواهد کرد. اما بر عکس این همه عدم توجه به شان و منزلت آموزش در کشور، مسئول و مسئولان زیادی هستند که با سوء استفاده از این یتیم بی کس و بی سرپرست، پول های کلان و پست و مقام های عالی رتبه را کسب کرده اند و به آب و نوایی و سر و سامانی رسیده اند. انواع آزمون های تستی، من در آوردی و صوری با عنواین مختلف در طی هفته ها و ماه ها در مدارس مختلف به اجرا گذاشته می شود. این در حالی است مسئولان ارشد آموزش عالی و آموزش و پرورش، شب روز در انواع رسانه های از حذف کنکور سینه را چاک می کنند و گلو پاره می فرمایند و انواع دانشگاه ها با ارسال پیامک و تبلیغ در رسانه ها، از پذیرش دانشجو بدون کنکور در تمام مقاطع تحصیلی، دم می زنند. با ساز دهنی کدامیک از این مسئولان و طراحان امر آموزش، پر و بالی بسوی خوشبختی و باسوادی بگشایم؟ با یک حساب و کتاب ساده احمق ترین آدم روی زمین هم می تواند دریابد که این گونه آزمون ها، به جز، هدر دادن هزینه های بی زبان کشور، کارآیی دیگری برای دانش افزایی و راهیابی دانش آموزان و دانشجویان بر مدارج بالای علمی و دانشگاهی ندارد. اهداف مادی و چپاول ثروت جامعه در این گونه مسایل گنجانده شده است. در سایه طراحی و اجرای این آزمون ها، پول های بی شماری نصیب طراحان و مجریان این نوع آزمون ها می شود و رفاه افراد سودجو و فرصت طلب بی وجدان را فراهم می آورد. جالب اینکه هیچ نهاد و ارگانی وجود ندارد که به این موضوع نظارت داشته باشد. لاجرم این طور به نظر می آید که افراد زیادی از این آشفته بازار آموزش عالی بخصوص آموزش و پرورش، سود ها و بهره های فراوانی می برند و افراد کمی از این وضع متضرر می شوند و صدای دردمند این افراد کم را گوش هیچ مسئولی نمی شنود یا مسئولین محترم گوش مبارکشان به این آه و ناله ها بدهکار نیست اما در اصل همه متضرر می شوند. اگر به آموزش هر جامعه ای آسیب و صدمه ای وارد شود، همه افراد جامعه متضرر شده و زیان جبراناپذیریی در انتظار آنهاست و این ضرر و زیان، بزرگ و کوچک نمی شناسد و تر و خشک را باهم به خاکستر عقب ماندگی و وابستگی خفّت بارمی نشاند. جوامع قدرتمند و ثروتمند امروزی، یک شبه به آن همه قدرت علمی و ثروت اقتصادی نرسیده اند بلکه سختی ها و گرسنگی های زیادی متحمل شدند تا بنیان آموزش شان قوی و قوی تر گردد. هم نسل کنونی و هم نسل آینده آنها در رفاه کامل و بالندگی برنده بر جهان و جهانیان طماع و رشوه خوار و رشوه گیر حکمران باشند. با حرف و آمارهای ساختگی های تو خالی، اذهان نوجوانان و جوانان را خالی می کنیم تا جیب جوامع باسواد و حساب تکنولوژی و علوم غایی را پر می کنیم.

ســـــــــــــــــــــــــــــــــوال

آیا آموزش در این دیار، به انداز خریدهای میلیونی یک بازیکن فوتبال در ماه برای خرید لباس، ارزش ندارد؟

آیا مسایل و مصائب آموزش به اندازه توجه و پرداختن به پوشش مجری قرعه کشی جام جهانی، قابل توجه نیست؟

آیا منطقی نیست به جای توجه به اختلاف سلایق و خلایق سایرملل، کمی هم به وضع آموزش کشور،توجه شود؟

آیا هیچ مسئولی چشم بینا ندارد که به جد مشاهده فرماید، آموزش در کشور ما به لبه پرتگاه رسیده است؟

آیا کشوری ژاپن اول ،فضانورد به فضا فرستاد، بعد به مسئله آموزش و پرورش پرداخت؟

آیا روس ها اول، یوری گاگارین را به عمق آسمان فرستادند، تا آموزش پیشرفته را به ارمغان بیاورد؟

آیا...

سکوت محض

 ای سکوت کرده، روزه سکوت را بشکن که گاهی شکستن روزه،  رمقی نو،  جانی تازه و نشات بی پایانی به دل های بی رمق هدیه می کند. جان مایه ای بر شمعی باشد که در فراق و سکوت تو، آخرین شهد وجود را بر پای شعله می رساند. نگفته، دامن کشان غروب کردی. اینک رواست که طلوع دوباره آغاز کنی و بازآیی.

 

سالروز شهادت  غریبانه امام رضا(ع) بر محضر تمام عاشقان و دوستداران آن حضرت تسلیت باد.

تسلیت  به خاطر افول ستاره های آسمان تابناک انسانیت

 

 

در دانشگاه‌هاروبوسی دختر و پسر آزاد است؟! + تصاوير

 وقتی پول در آموزش حرف اول و آخر را تعیین کند، نتیجه همان می شود که در متن زیر می خوانید:

از زمان تاسیس دانشگاه های پولی، انواع روابط غیر اخلاقی در بین دانشجویان رواج یافته بود که این روابط بیشتر دور از چشم مسئولین و مردم در مکان های بسته صورت می گرفت. اما چند سالی است که این گونه روابط، پا را فراتر نهاده و در روز روشن در مکان های باز در محیط دانشگاه ها انجام می گیرد. وقتی به خاطر جذب دانشجو در رشته های پول آور، از خیلی موارد غیر شرعی و غیر عرفی چشم پوشی شود، نتیجه ای جز رواج فساد و ناهنجاریهای اخلاقی، نتیجه ی مثبتی در پی نخواهد نداشت. اگر هم نتیجه ای داشته باشد، به صورت  مثبت و منفی نمود پیدا می کند. نتیجه مثبت آن اینکه حساب بانکی مسئولین و خود دانشگاه پر ملات می شود و  نتیجه منفی، اینکه جامعه فرهنگی و اسلامی از ارزش های اجتماعی و رفتاری تهی می گردد و بدتر از  همه اینکه افراد ناسالم و بیسواد به  جامعه  تزریق می شود.
به گزارش گروه فرهنگی صراط، یکی از این روابط زننده، روبوسی دختر و پسر در ملا عام و بدون در نظر گرفتن عرف پذیرفته شده جامعه مذهبی کشور است. این اقدام که در چند سال گذشته موارد نادری از آن در برخی نقاط بالانشین کلان شهرها دیده می‌شد اکنون با حساسیت کمتر و آزادی بیشتری انجام می شود! 
بر اساس اخبار منتشرشده در رسانه ها، موارد این اقدام که برخی از دختر و پسر ها با ظاهری زننده اقدام به دست دادن و روبوسی در محیط دانشگاه می کنند با سرعت بالایی افزایش یافته است.
نکته عجیب در این میان سکوت مسئولان دانشگاه ها در مقابل این حرکات زننده است. مسئولان بسیاری از دانشگاه های کشور، هر چند ماه یک بار مقررات مربوط به پوشش دانشجویان را سخت تر و کنترل روی آن را بیشتر می کنند اما خبری از مقابله با روابط آزاد دختران و پسر در محیط دانشگاه نیست. چون اگر  برخوردی انجام گیرد، تعداد دانشجویان کمتر می شود. کم شدن دانشجویان پولدار یعنی خالی شدن حساب بانکی بعضی ها.

  سست شدن اصول دینی و معیارهای اخلاقی و عرفی پذیرفته شده در جامعه در محیط های علمی کشور در حال نهادینه شدن است و معلوم نیست اثرات سوء آن در سال های آتی چه انفجاری را در جامعه پدید خواهد آورد!

آموزش جولانگاه تجّار

وقتی قانون اساسی کشور را ورق می زنیم، خیلی اصل و اصول های منطقی و به جا در آن به چشم می خورد. در یکی از اصل های این قانون اساسی، آمده است که آموزش در کشور ما برعموم آزاد و رایگان هست، تا سال ها این اصل با تمام قدرت اجرا می شد و همه اقشار مردم بدون هیچ گونه نگرانی به امر آموزش می پرداختند و با علاقه وافر به آموختن مبادرت می ورزیدند. اما چند سالی است که این اصل به کلی فراموش شده و کمتر آثاری از آن دراکثر مراکز آموزشی کشور، بخصوص در آموزش و پرورش و آموزش عالی، دیده می شود. پذیرش دانشجو در دانشگاه های رایگان ملی یا همان سراسری به شدت رو به کاهش است و در مقابل پذیرش در دانشگاه های پولی حرکت صعودی دارد و چندین برابر، بیشتر از دانشگاه های رایگان دانشجو می پذیرند، چون نان آور، در آمد زا و حساب بانکی پر کن هستند.کار به جای رسیده است که حتی بعضی دانشگاه های پولی با ارسال پیامک های فراوان به افراد گوناگون وگاهی تبلیغ در رسانه ها و مطبوعات، اعلام می دارند که در تمام مقاطع تحصیلی بدون کنکور، دانشجو می پذیرند(فقط کافی است خود دانشجو یا اولیای دم ببخشید، اولیای دانشجو سر کیسه پراز پول را شل کنند)۰وقتی پای پول در میان باشد، توقع قبولی بدون زحمت دانشجو هم زیاد می شود و اغلب چنین دانشجوی انتظار دارد، بدون هیچ گونه تلاش و مطالعه و بر اساس معامله تهاتری، استاد گرامی در آن واحد درسی، بهترین نمره را به دانشجو در طبق اخلاص قرار داده و تقدیم کارنامه درخشان دانشجو نماید

ادامه نوشته

وزیر  آموزش و پرورش یکی از بمب ها را ترکاند

وزیر و اولین بمب او که ترکید

وزیر اعظم بعد از مدت ها، بالاخره در جعبه ی ناطق نوری(تلویزیون) ظاهر شدند و موجب نورانیت عیون و دیون معلم جماعت گشتند. جناب وزیر از بمب جدیدش در حمایت از قشر معلم جماعت رونمایی فرمودند. این بمب از نوع بمب های خوشه ای است. ایشان در وصف این بمب فرمودند که طبق این بمب و خوشه های نازنین آن، بعد از این حقوق و مزایای معلمین را مدیران مدرسه پرداخت خواهند کرد تا مدیران محترم به نیک بفهمند که پرداخت حقوق توسط خزانه کشوری چقدر سخت و جگر سوز است. جالب است بدانیم که وزارت فخیمه با اون همه کرامات و فضایل عریض و طویل، مطالبات چندین سال گذشته در عین حال  اندک و ناچیز معلمان را هنور نتوانسته است پرداخت نماید. حالا مدیران مدارس که از کمبود و کسر مالی در مدارس می نالند و کاسه چه کنم بدست گرفته اند، چطور از پس پرداخت حقوق معلمان بر می آیند؟ شاید وزیر دستور  فرمایند مدیران مدارس با عنواین مختلف اولیاء دانش آموزان را سر کیسه ی کنند تا از این طریق پول حقوق خانم معلما وآق معلما پرداخت شود. چقدر کله مبارک  معلما، سخت و سفت هست که تمام کاسه و کوزه ها در سر این قشر بینوا امتحان می شود؟ دیواری کوتاه تر از دیوار این مظلومین نیست؟ آیا پول انبیاء به این سیاق وصول می شد؟ خدا و پیامبر بزنند بر کمرتان تا عالم  و آدم هست از این گونه طرح های  و ایده ها بر دیگران تحمیل نکنید.

اِوا، می دونستم تمام کاسه  و کوزه های سر زیور بد بخت شکسته می شود. ناااااااااااااااادر (سریال آوای باران)

 

آزمون پیشرفت تحصیلی به کام چه کسی و   چه کسانی؟

آزمون پیشرفت تحصیلی به کام چه کسی و  چه کسانی؟

آزمون پیشرفت تحصیلی چند سالی است که در مدارس راهنمایی و انواع دبیرستانهای کشور با آب و تاب فراوان و هزینه های گزاف هم برای آموزش و پروش و هم برای خانواده های دانش آموزان، برگزار می شود. آزمونی که هیچ هدف خاصی را دنبال نمی کند و طراحان این آزمون به چه هدف و نیّتی پا به این عرصه نهاده اند، معلوم نیست. به جرات می توان گفت که هدف و اهداف طراحان این آزمون، جزو اسرار و مجهولاتی است که هیچ بنی بشری، پی به اسرار آن نبرده است. این آزمون چند بار در طول سال تحصیلی بر گزار می شود و نتایج حاصل از آن فقط جهت اطّلاع، به سمع و نظر دانش آموزان می رسد و هیچ گونه تاثیری در ارزشیابی و نمره دهی دانش آموزان نداشته و ندارد. دانش آموزان از بی تاثیر بودن این آزمون آگاهی کاملی دارند و به همین خاطر در عرض چند دقیقه، پاسخ نامه را از روی شانس و سر گرمی تکمیل می کنند، بقیه زمان آزمون را به گفتگوهای دوستانه و یا سرگرمی های بی هدف، می پردازند، شاید اثرات آن را در دو مورد مثبت و منفی می توان خلاصه کرد: اثر مثبت اینکه حساب بانکی طراحان و بر گزار کنندگان این آزمون حسابی پر پول می شود و تاثیر منفی آن تلف شدن ساعات آموزشی کلاس درس و عقب افتادگی مطالب تدریس، هست که باید در جلسات بعدی معلم و شاگرد، سختی دو چندانی را تحمل کنند تا وقفه ایجاد شده در بارم بندی تدریس، جبران شود. گاهی معلم مجبور می شود، بحث دو جلسه را در یک جلسه به صورت فشرده تدریس کند تا زمان برگزاری امتحانات نوبتی مدارس در دی ماه یا خرداد ماه، به حد تعیین شده برسد. بدین ترتیب اصول یادگیری گام به گام لطمه می بیند و فدای طرح های غیر ضروری می شود و نتیجه این روند، فشار روحی و روانی زیاد بر دانش آموزان و استرس زاید الوصفی بر معلمان است. جالب است بدانیم که، در هر مرحله از این آزمون، هزاران تن کاغذ و جوهر، دست مزدهای کلان برای طراحان ، بر گزار کنندگان این آزمون و سایر مسایل مربوط به آن، هزینه می شود و با توجه به سرانجام کار، این منابع و هزینه ها به هدر می رود. سوال این است که آیا این گونه هزینه کردن ها در کشوری که با انواع مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کند، واجب و ضروری هست؟ و یــــــــــــا کدام عقل سلیم حکم می کند که اینگونه، هزینه های یک کشوری با داشتن اقتصادی بیمار و رنجور، برای هیچ و پوچ هدر رفته و نابود شود؟ اغلب مدارس کشور از کمبود وسایل کمک آموزشی رنج می برند، آیا روا نیست این گونه هزینه های در رفع کمبود و مشکلات خود محیط آموزشی هزینه شود؟ در آمد نود و پنج درصد معلمان، معاونین و مدیران مدرسه، زیر خط فقر قرار دارد و از تامین حداقل نیازهای امرار معاش زندگی، کلی پیش زن و بچه های خود شرمسار و درمانده هستند، اختصاص بخشی از این گونه هزینه ها می تواند التیامی بر زخم های این قشر زحمت کش جامعه باشد. تا کی مسئولان ارشد وازرت محترم و مدیران ارشد ادارات آموزشی به فکر سر و سامان دادن به مسایل شخصی و مشکلات مادی و اقتصادی خود از طریق این گونه هزینه ها خواهند بود؟ چرا دولت محترم به وظیفه خود عمل نمی کند؟ مگر مهمترین وظیفه هر دولتی در هر جامعه ای، نظارت بر عملکرد و رفتار، وزارتخانه ها و نهادها دولتی و خصوصی نیست؟ وظیفه دولت این نیست که فقط به مسایل خارجی توجه کند و مسایل داخلی را به افراد مختلف و گاهی متخلّف بسپارد. این چنین افراد با فرهنگ های مختلف با عقاید متنوع به فکر سرو سامان دادن به وضعیت اقتصادی خویش خواهند بود و در وجود نازنین این گونه افراد گاهی هیچگونه نوع دوستی و انسان دوستی وجود ندارد و با خیالی راحت و وجدانی آسوده به حیف و میل کردن هزینه های کشور مشغول خواهند بود . وقتی خیال این افراد سودجو و فرست طلب، راحت باشد و متوجه شوند که تمام هّم و غم دولت، روی مسایل خارجی متمرکز گشته و مسایل داخلی را به کل فراموش کرده است، با آرامش خاطر فراوان به یکّه تازی خواهند پرداخت و از هر ریخت و پاشی هراسی نمی تابند و ترس و تردیدی هم به دل طماع خویش، راه نخواهند داد، زیرا نهادی وجود ندارد که به کار این گونه افراد نظارت داشته باشد. نظارت هم داشته باشد، ترسی ندارند. زیرا، مورد باز خواست و تنبیه قرار نمی گیرند، شاید هم جوایز و پاداشی شامل حالشان گردد. دولتی، مقتدر و پیش برنده هست که نشانه های قدرت آن ابتدا، در حل مسایل و مشکلات داخلی و سپس در مسایل و امور مربوط به آن سوی مرزهابازتاب داشته باشد. دولت محترم اصل وظیفه خویش را در روی مسایل غیر ضروری گذاشته است و هیچ گونه نظارت نظم دهنده بر کار وازرتخانه ها به خصوص وازرتخانه های تاثیر گذار در همه مسایل کشور، مانند وازرت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت و درمان اعمال نمی فرماید. به نظر می رسد دستانی پیدا و پنهان در کارند که با رصد دقیق و برنامه ریزی شده، نهاد آموزشی کشور را نشانه رفته اند تا آن را از هدف اصلی و سودمند خود، دور کنند. دستانی که حتی می توانند، ریشه در آن سوی مرزها داشته باشند. بیگانگان بی دین و انصاف با تحریم های ناجوانمردانه کمر اقتصاد کشور را خم کرده اند، آن وقت خودی ها به جای کمک و ترمیم این اقتصاد بیمار و در حال له شدن ، با این هزینه کردن های بیهوده، چه هدف و اهدافی را دنبال می کنند؟ خدا می داند و شاید خدایی که آنها به آن ایمان دارندمطّلع باشد. شاید این افراد دستان پنهان همان، بیگانگان بی چشم و رو هستند که وظیفه دارند از درون تیشه به ریشه هر چه ایران و ایرانی هست، بزنند و کمر خم شده اقتصاد، فرهنگ و ادب را بشکنند. شاید هم قضیه چنین باشد که طراحان و بانیان این گونه آزمون ها به فکر حساب و کتاب جیب خود و عزیزانشان هستند و از این طریق به یک منبع درآمد سرشار از پول بیت المال رسیده اند و شاید هم سخت تلاش می کنند در کنار کسب در آمد از این طریق به تشویق و پاداش فراوانی نیز دست یابند. جای بسی تاسف، درد و ناله هست که همانند بیگانگان، یک عده از خدا بی خبران داخلی کمر همّت به نابودی مهمترین سرمایه کشور یعنی تربیت نیروی انسانی بسته اند و تا به اهداف پلید خود نرسند، دست بردار نیستند و نخواهند بود.

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم

دشمنان اصلی کشور ما در داخل جلوس کرده اند، دشمنانی که به فکر پول و منافع و مقام خود و اطرافیان خویش هستند، اینان با هزاران ترفند و شیوه به فکر مکیدن اندک زخم های چرکین اقتصادی کشور و نابودی فرهنگ صحیح زیستن این مرز و بوم اند. ما ز یاران چشم یاری داشتیم، نه این که یاران، زخم های ما را عمیق تر کنند. یاران و خودی های این چنینی آنقدر بی رحم هستند که حاضرند به هر قیمتی ایران و ایرانی را به خاک ذلّت و خفّت بنشانند و خود و عزیزان شان در آخرین سطح رفاه اجتماعی و اقتصادی باشند. آن وقت " حبّ الوطن من الایمان" چه می شود؟

در این مواقع حسی زمزمه می کند که با درد فراوان و با دلی سوخته، باید گفت:

کجایید جوانان، مردان و زنان، بی ادعای جنگ و خون و آتش؟

مردان و زنان بی ادعا، هیچ می دانید که چگونه خودی ها، مال، منال و حیثیت سرزمینی که شما ها برای سربلندی آن در خون سرخ تان غسل ابدیت یافتید، ناجوان مردانه به تاراج می برند؟ یا می دانید و کاری از دستان بهشتی تان بر نمی آید؟ و آنانی که ادعا دارید، جانشینان برحق شهیدان وطن هستید، این است رسم وفاداری و سر بلند نگاه داشتن مام وطن و ادامه راه پر گوهر شهیدان به خاک خفته ایران زمین؟ فرق شما با دشمنان قسم خورده وطن چیست؟ دشمنان با شمشیر و خنجر و در عصر مدرن با توپ و تانک به جوانان پاک مام وطن، رحم نکردند و شما ها هم با تاراج منابع و رفاه جوانان، به آنها رحم نمی کنید، ما هر گز از بیگانگان ننالیم، چون بیگانه هستند و دور از ترحم نسبت به ما، اما آشنایان چرا با ما چنین می کنند؟ خدا می داند باز خدا می داند و بس. اوست که باید کرم نماید و داد ما را از خون آشامان خارجی و داخلی باز بستاند، ای خدا مددی... به خدا این رسمش نیست.

 

اوضاع خراب آموزش و پرورش

بنام خداوند جان و خرد

آموزش و پرورش  مقوله حساسی است که اگر درست و صحیح طراحی و علمی برنامه ریزی شود،  متضمن پیشرفت و پیشبرد اهداف اقتصادی و فرهنگی کشور یا هر بخش از تقسیمات سیاسی باشد. کم کاری در این بخش از امور کشوری می تواند آثار زیان باری را بر تمام امور اداری اقتصادی کشور داشته باشد و جبران آن هزینه زیاد و زمان زیادی را می طلبد. خیانت در این بخش از کشور از خیانت علیه بشریت در طول جنگ ها هم خطرناک تر و دردناک تر هست. دشمنان هر کشوری سعی می کنند با فلج کردن آموزش و پرورش آن کشور به مقاصد شوم اقتصادی برسند تا بتوانند کالاهای تولیدی خود را آسان تر و بی دغدغه به کشورهای عقب مانده که ناشی از عدم توجه به آموزش و پرورش هست، صادر کنند. کسانی که در داخل یک کشور با اجرای سیاست های غلط آموزشی در  نهاد آموزش و پرورش دست دارند جرم شان و خیانت شان کمتر از کشورهایی که  در صدد نابودی اصول اموزشی کشور هستند نیست.

افطاری ما را چه شد؟

 افطاری فرهنگیان بیش از سه سال پایدار نماند.

{دعوت به افطاری یعنی ارج و بها دادن میزبان به مهمان است. کوته نظری است که مقوله  خوردن و آشامیدن را، موضوع اصلی دعوت بدانیم}

همین که ماه رمضان به تابستان داغ عزیمت فرمود، بزرگان آموزش و پرورش، دست بر جیب ارث باباهای خویش فرو نهادند و حدود سه سال به صد ترفند نیک و بد به طریق احترام و ارج نهادن، فرهنگیان را به یک شب افطاری مهمان فرمودند. بعد از سه سال، خبر پشت خبر رسید که  این این مهمانی به علت اینکه باری مالی داشت و هیچ پول و سودی به مسئولان والامقام آموزش و پرورش ندارد، لغو گردید. اما همین رسم هنوز برای کارمندان و پرسنل سایر سازمان و نهاد های با انواع ریخت و پاش ها و هدایایی رنگارنگ همچنان ادامه دارد.

اینک چرا این یک افطاری کوپنی شده برای فرهنگیان کشور لغو گردید، بر هیچ احدی معلوم نشد و شاید یکی از معما های قرن بیست یکم باشد.

امید است پولی که از این طریق در جیب باباهای مسئولان ارشد آموزش و پرورش ماند، صرف هزینه های مردمان بیچاره و بینوای کشورهای همسایه و جنگ زده و فلک زده صرف شود تا بدین طریق فرهنگیان محروم گشته از یک افطاری به رسم مهمانی آموزش و پرورش، از فیوضات این امر خیر خواهانه بهرمند شوند. آمین

مرگ دانش آموزان کره جنوبی

محتوای مکاتب آموزش و پروش

ديدگاه مكتب ايده آليسم دربارة مربي و آموزش :

 مربي مقام بسيار بالايي دارد. آنها معتقدند كه مربي بايد از نظر عقلي و اخلاقي فردي برتر و سرمشق خوبي براي دانش آموزان باشد. وظيفة معلم و مربي راهنمايي كودك است براي رسيدن به حقيقت. معلم مهمترين عنصر مدرسه است. مدرسه به منزلة گلستاني است كه دانش آموزان گل هاي اين گلستان و معلم باغبان اين گلهاست و بايد كه اين گلها به عالي ترين درجة رشد و كمال برسند

هدف از کرنای کردن عیدی و افزایش حقوق کارمند جماعت چیست؟

واقعـــــــــــــــــــــــــا چـــــــــــــــــــــــــــــــرا؟

چرا فقط  باید افزایش حقوق و عیدی کارمند جماعت در رسانه ها مطرح شود و در مورد بقیه کادر پرسنلی حرفی به میان نیاید؟ یا کارمند  جماعت  چه جرمی  و جنایتی مرتکب شده اند که این چنین مورد آزار و شکنجه قرار گیرند؟ آیا در این مملکت، فقط و فقط کارمندان از دولت حقوق می گیرند؟ چرا سایر وزارت خانه ها از افزایش حقوق و مزایایی کارکنان خود خبر های پی در پی به اطلاع عموم نمی رسانند؟ آیا لازم هست همه مردم از چندر غاز افزایش حقوق  کارمند اطلاع پیدا کنند؟  چرا اطلاع رسانی نمی شود که سالانه، چندین هزار بیمار در اثر اشتباهات پزشکی ،جوان مرگ می شوند؟ هزاران انسان بی گناه، از طریق مواد شیمیایی به کار رفته در مواد غذایی  دچار انواع  درد و مرض های بی درمان می شوند و جان به جهان آفرین تسلیم می کنند.  چرا از این دست خبرها، نباید مردم اطلاع پیدا کنند؟ آیا اطلاع رسانی از افزایش حقوق کارمندان، آن هم چند ماه مانده به  شروع سال نو  واجب و ضروری است؟  یا این گونه درز اخبار در رسانه ها، دردی از مشکلات بیشمار کارمند جماعت دوا و درمان می کند؟ واقعا چرا؟ 

آیا دیواری کوتاه تر از دیوار کارمند جماعت در این مملکت نیست؟

وزارت محترم کارمندان دولت، به چه هدف و نیّتی، به انتشار اخبار افزایش حقوق  و پاداش عیدی کارکنان خود، می پردازد؟

آیا با این گونه اخبار و  وعده های سر خرّمنی، قصد بر این است که شوک به بازار وارد شود و قیمت ها سیر صعودی پیدا کند؟

شاید  جواب بعضی سوال ها، در متن زیر وجود داشته باشد.

هنوز  به عید و سال جدید، زمان زیادی در راه است و همه اقشار مختلف مردم بخصوص بازاری جماعت با حرص و طمع، شوق و ذوق فراوانی در انتظار  نزدیک شدن عید هستند. زیرا با فرا رسیدن عید، مردم به مغازها و فروشگاه ها هجوم خواهند برد تا اجناس بی زبان و  کم کیفیت که ماه ها است در انبارها، گرد بی مهری چهره نازنین آنها را به  محاق برده بود، با بهای گزاف به آغوش  کشند.    برای رسیدن به این ایام باشکوه  باید ماه ها  و روزهای زیادی انتظار کشید تا  خورشید خوش یمن از افق سعادت و خوشبختی بازاریان طلوع کند.  در حالیکه رسانه ها و مطبوعات مکررا افزایش حقوق کارمندان و پاداش عیدی آنان را در تیتر  اول خبرهای خود قرار داده اند تا بدین طریق دل های افسرده و غمگین این قشر از جامعه را شاد و خوشحال کنند. اما این کار شبیه داستان خاله خرس مهربان است. با این اخبار و اطلاع رسانی،  تولید کنندگان و بازاریان  عزیز از هم اکنون قیمت اجناس را حرکت داده اند تا در دمدمای طلوع طمع انگیز خورشید عید  سال نو، مردم را سر کیسه کنند. هنوز نه به باره نه به داره، به بهانه افزایش حقوق کارمندان اون هم در آینده ای مجهول، یک عده سودجو شروع کردن به گران کردن کالا ها و خدمات. وقتی از این  افراد سوالی درباره  افزایش قیمت ها،  پرسیده می شود، در جواب می گویند: حقوق کارمندان، افزایش یافته و عیدی حسابی گرفته اند ما چرا کاری برای خوشبختی خویش انجام ندهیم؟ وقتی به عمق بحر مسئله شیرجه می زنیم  و فرو می رویم، در پشت صحنه ی این گونه اخبار و قول های سر خرمنی،  در می یابیم  که  هدف از این جور خبرها،  کمک به افراد سودجو هست تا آنها با دست آویزی مستند با خیال راحت اقدام به افزایش قیمت کالاها و خدمات کنند. هر چه قیمت کالاها و خدامت سر بجنباند به همین منوال و سیاق  نرخ  درصد اخذ مالیات هم بیشتر می شود و سازمان های اخذ مالیات کلی پولدار می شوند.  بنابراین،  وزارت محترم با این گونه خبرهای سر خرمنی، آب به آسیاب بازاریان می ریزد تا سنگ آسیاب آنها بچرخد و به فقیر و بیچاره رحم نکند و هم را له و لورده نماید. شاید از این طریق پول های کلان، ببخشید آردهای زیاد به کیسه حساب بانکی مقامات ارشد ریخته شود.

 عده ای از مردم  کوچه  و بازار که دروغ را از راست و قره قورت را از ماست تشخیص نمی دهند، گول حرف های این گونه اخبار را می خورند و بدون دلیل و منطق می پذیرند که حقوق کارمند جماعت واقعا افزایش یافته است و ما نباید از این افزایش جا بمانیم. اینجاست که مردم بیسواد به درد می خورند و یک کلاغ را  به چهل کلاغ افزایش می دهند. مردم عزیز و به دور از حقوق بگیری فکر می کنید ۱۸ درصد افزایش چقدر می شود؟؟؟؟  فوقش می شود ۱۰۰ هزارتومان که از این مقدار ۲۰ هزار به حساب صندوق بازنشستگی واریز می شود، ۲۰ هزار به  انواع بیمه ها افزدوه می شود، ۲۰ هزار هم  بابت مالیات از حقوق بگیر کسر می گردد. در مقابل این همه افزایش  قیمت کالا و خدمات به بهانه ۱۸ درصد افزایش، ۴۰ هزارتومان باقی مانده، عددی به حساب می آید؟  واقعا دردی رو درمان می کند؟ این طور  فکر می کنید؟ به خدا این چنین نیست که شما فکر می کنید. کمی منصف بودن هم بد نیست.  بیاییم واقع بین و منطقی باشیم.  به هر خبر و شایعه ای از انصاف دوری نکنیم و قضاوت ناروا نفرماییم. تنها قاضی بی طرف وجدان های آگاه است و بس.

دیگر بار، چند سوال  دوباره از اذهان هر دردمندی تراوش می کند و برای تسلی خاطر، زمزمه می شود.

چرا فقط افزایش حقوق کارمند جماعت را در بوق و کرنای می کنند ؟ در رادیو و تلویزیون، روزنامه ها و مجلات و اینترنت در مورد این افزایش که معلوم نیست کی اتفاق می افتد. سر و صدا به پا می کنند؟

آیا در جامعه عدالت محور و عدالت پرور، رو ا و خدا پسندانه است که فقط افزایش حقوق کارمند را بیان کنند و از افزایش  حقوق و مزایای سایر کادر پرسنلی ادارات کشوری و لشکری حتی یک کلمه گفته نشود؟

واقعــــــــــا چــــــــــرا؟

 

آمدی جانم به قربانت، حالا کجایی؟

رئیس و روسا رفتند به ماه عسل(ماه حصل)، هر موقع برگشتند و طرح نو آوردند، از شاهکار و راهکارهای عریض و طویل اما بی دلیل و ذلیل، یه چیزایی عایدمون خواهدشد. چند صباحی است وزیر محترم با ورژن جدید رونمایی شده است اما برای اینکه چشم نخورند  از دیده ها غایب و پنهان هستند و هنوز چشممون به جمال منور ایشان منقش و متبرک، نشده است. مثل اینکه ماه عسل جناب وزیر به درازا کشیده و حالا حالا قصد مراجعت به تخت و کیان دلچسب وزارتخانه را ندارند. شاید در حال طراحی راهکارهای فراوان و بی بدیل می باشند و دوست دارند در یک فرصت مناسب بمب بترکانند.

ماه ها و یا سال هاست که خیلی از مطالبات معلم جماعت وصول نشده است و معلوم نیست در کدام صندوقچه خوش رنگ و خال خسبیده یا در حساب کدام مسئول خوش حساب، لانه کرده است. وام ازدواج مزدوجین عزیز سال هاست در نوبت پرداخت خاک می خورد در حالی که این زوجین خوشبخت به سمت و سوی پدر زن و مادرزن شدن  با شتاب نور در حرکتند. این طور که از کلام گوهربار مسئولین مالی آموزش و پرورش بر می خیزد که خیز و شتاب نکنید. روزی این مطالبات به حساب خالی شما عزیزان واریز خواهد شد. اما معلوم نیست این روز چه روزی خواهد بود. شاید قرن ها زمین بر دور نیر اعظم بچرخد و بچرخد از این روز شعف انگیز در افق طلوع خوشبختی خبری نباشد، شاید  امسال و یا چندین سال آینده و شاید هیچ وقت طلوع نفرماید.

قطار واریز  وجوه اضافه تدریس ها و سایر حق الزحمه های  سال گذشته از ریل خارج شده است و دیدگان گرد شده معلمین عزیز سخت در انتظار آمدن این قطار خوشبختی از پلک زدن باز مانده اند. این در حالی است  که سال جدید تحصیلی به دوره میانسالی خویش قدم می گذارد ولی هنوز از  پرداخت وجوه اضافه تدریس ها و چه بگوییم های سال تحصیلی گذشته خبری نیست. گمان می رود چرخ های قطار این وجوه در چاله چوله های آن کشور یا این کشور گیر فرموده یا موتور قطار عزیز از کار افتاده است. یا قطار وجوه عزیز با شتاب زیاد سر به هوا شده و قصد خروخ از کشور ببخشید ریل دارد، شاید هم خارج شده است.

تشابه قصه ی آموزش و پرورش ما با داستان زندگی انشتین

تشابه قصه ی آموزش و پرورش ما با داستان زندگی انشتین

مشکل انشتین و خانم او این بود که علم، دانسته ها و آموخته های آنها از جنس هم نبودند و حرف ها، نوشته، گفته ها، یافته ها، و احساس همدیگر را ساپورت و درک نمی کردند. پسوند فایل های ذهنی آنها یکی نبود و  نمی توانستند بدون اوپن ویت فایل های ذهنی همدیگر را بخوانند. انشتین  در اوج هوش و ذکاوت اشتباه بزرگی کرد و تاوان اشتباهش را داد و اشتباه او این بود که باکسی شریک زندگی مشترک شد که با  او  نتوانست هم فکر، هم اندیشه و هم قانون باشد، بنابر این نتوانستند هم فکر و همدل باقی بمانند. آلبرت اگر با یک فرد از جنس خودش ازدواج می کرد ، تا ابد در کنار عیال می ماند و تقسیم کار و حذف محبت عاطفه را به شریک خود دیکته نمی کرد و شاید به غیر از عواطف زندگی  نکات مشترک علمی هم بین آنها بوجود می آمد و زندگی آنها به سوی سرای بسیار مسالمت آمیز پیش می رفت.

ادامه نوشته

تاریخ در آموزش تکرار می شود

پیامبر اکرم(ص)  آن  آخرین فرستاده  کردگار هستی فرموده است: علم را بیاموزید و طلب کنید  حتی اگر آن علم در سرزمین دور دستی، مانند سین (چین) واقع شده باشد. اما چه شده است؟ یا چه اتفاق نادری رخ داده است؟ در دیاری که  مردم آن دیار، دین مبین نبی اکرم(ص) را به جان و دل قبول دارند، این گونه برای کسب علم  راه  نا صحیح را بر گزیده اند. سعی و تلاشی که بیشتر از راه نادرست برای کسب علم و دانش انجام می گیرد، چندین سالی است که در این سرزمین، نهایت اصول و قوانین آموزشی، کسب مدرک هست نه درک مطلب.  سرزمینی که در آن مقامات ارشد آموزشی کشور به مسئله ی آموزش نگاه تجاری دارند، کسب علم و دانش به کسب درآمد و ثروت اندوزی تبدیل شده است، از این طریق است که انواع مالیات ها از عموم مردم دریافت می شود. وقتی سیستم مالیات، سیستم مریض و بیمار باشد طریق دیگری را انتخاب می کنند اما چرا این طریق از آموزش عالی و آموزش و پرورش  سر در آورده است؟ بر کسی آشکار نیست. همیشه از تاریخ گذشته کشور به تاریکی و سیه روزی یاد می کنند اما در عمل از آن قسمت تاریخ که سیه روزی و ضد انسانی بوده است، در حد کمال، بهره های فراوانی می برند.  چند صباحی است که سیستم آموزشی  کشور ما از سیستم  آموزش دوران هخامنشیان و ساسانیان الگوبرداری می کند و مدتی زمانی طول نمی کشد که فقط اقشار پولدار جامعه توان مالی را برای باسواد کردن  و به عبارتی دیگر با مدرک کردن فرزندان خویش خواهند داشت،  و افراد تهی دست جامعه از  این نعمت اجتماعی، محروم و محروم تر می شوند. شاید دوباره داستان آن مرد کفّاشی که می خواست فرزند دلبندش، مثل فرزند شاهان و اشراف، درس بخواند و  او نیز هزینه جنگ را بپردازد، اندک اندک در حال تکرار شدن است، در روزگار ما فرزند یا فرزندان زیادی از جنس فرزند کفّاش هستند و خواهند بود که  بار استعداد تحصیلی خدادادی فراوانی دارند و خواهند داشت اما از نظر مالی توان بروز و شکوفایی استعدادشان را نخواهند داشت، چرا که بر عکس آن کفاش، والدین آنها توان و امکانات مالی و مادی برای ادامه  تحصیل علم واقعی فرزندانشان را  ندارند و نمی تواند داشته باشند. در آن تاریخ کور و سیاه قوانین سخت طبقاتی مانع تحصیل بود و در این دوران روشن و سفید عدم تمکین مالی مانع بزرگی برای کسب علم و دانش و ادب فرزندان این مرز بوم هست و خواهد بود. شعار امروز نظام آموزش کشور، برای راهیابی به انواع  اماکن آموزشی این است: هر کی دارد پول و پله ای(پارتی)، بسم الله. وقتی هدف از آموزش، کسب درآمد باشد خود به خود پای افراد سودجو، نالایق، ناکارآمد و به دنبال آن، پول و تقلب هم به وسط  میدان کشیده می شود.  امروز مدیر موفق کسی است که بیشترین درصد قبولی را داشته باشد و مهم نیست  که این قبولی به چه قیمتی و از چه راه هایی بدست آمده باشد. حفظ و تداوم میز ریاست به تعداد زیادی از حلقه های قبولی بستگی دارد، هر چه حلقه ها بیشتر، مدت تکیه بر میز ریاست  طولانی تر و با صفاتر خواهد بود. برای مدیران ارشد آموزشی مدت زیاد ریاست مهم تر از آبرو و ارزش انسانی است به همین جهت، به هر قیمتی  شده باشد دوست دارند با دستان کیثف و پاهای ریاکارانه، میز ریاست و  مدیریت را چنان حفظ کنند، انگار مادری فرزند خویش را در برابر بلاها  می خواهد، حفظ  کند. حتی این ریاست در اصل و ریشه، جنایت علیه بشریت تشنه علم و آگاهی باشد، باز هم انجام می گیرد و دوام می یابد. جان کلام اینکه،  با این مدیران نالایق و  تعداد بیشمار دریافت کنندگان فله ای  انواع مدارک تحصیلی، پیشرفت کشور به لبه پرتگاه خواهد رسید، لبه ای که دشمنان خارجی، سال هاست که چشم به این لبه پرتگاه دوخته اند، لبه ای که علم و اندیشه یک نسل، سقوطی وحشتناک خواهد داشت  و در این سقوط، هم اندیشه های پر توان و هم مغزهای تهی از علم و دانش متلاشی می شوند  و پیشرفت کشور عقیم می ماند.  اما در آن سوی قصّه دردناک آموزش ما، چنان جهان صنعتی و غول های اقتصادی، بزم آرا می شود  که سور جشن و شادی فراوان برای دشمنان این مام وطن مهیا گردد و شرکت های چند ملیتی، مثل گرگ و شغال بر مخازن نفت و معادن  غنی و پر ملات این سرزمین یورش خواهند برد و دیگر صدای میلیون ها مرگ بر استکبار هم کارگر نخواهند بود. به همین سادگی بار دیگر  شبه شوم جهالت بر سر این دیار گوهرخیز  سایه می افکند، سایه ای بس سنگین و شرم آور و بار دیگر تاریخ از نو تکرار می شود و یوغ استعمار بر گردن این سرزمین انداخته خواهد شد. یا مولا مددی یا لااقل یک نظری.